|
سلام به همه ی دوستای گلم  از این که این چند وقت نبودیم واقعا شرمنده ام.اخه خیلی گرفتار بودم از همه ی دوستای گلمم که تو این مدت همیشه به ما سر میزدن خیلی خیلی ممنونم به خصوص انجل جونو ساقی جون و عسل نازنین،ابجی بهار و داداش بهنام، رهای عزیزم، سپهر جون که همیشه به ما لطف داشته و فهیمه و رویا و شیوای گل،شیما جون که دلم واسش یه ذره شده،سانیا دوست گلم رضا و ابولفضل جان و سعید مهربون و همه ی اونایی که اگه بخوام اسمشونو ببرم یا عالمه میشه...از همشون تشکر و عذر خواهی می کنم و قول میدم که بیشتر بیایم،
برايت خاطراتی بر روی اين دفتر سفيد نوشتم;
كه هيچ كسی نخواهد توانست اين چنين خاطرات شيرينی را;
برای بار دوم برايت بازگويد.
چرا مرا شكستي؟ چرا؟
اشعاری برايت سرودم;
كه هيچ مجنونی نخواهد توانست مهربانی و مظلومی چهره ات را توصیف كند.
چرا تنهايم گذاشتي؟ چرا؟
چهره ی پاك و معصومت را صد ها بار بر روی ورق های سفيد;
با باقی مانده ی وجودم نگاشتم.
چرا اين چنين كردی با من؟ چرا؟
زيبا ترين ستارگان آسمان را برايت چيدم.
خوش بو ترين گل های سرخ را به پايت ريختم.
چرا اين چنين شد؟ چرا؟
من كه بودم؟
كه هستم؟
به كجا می روم

|