تبليغاتX
بگذاریم که غریزه پی بازی برود
بگذاریم که غریزه پی بازی برود

مرا کسي نساخت.خدا ساخت,نه آن چنان که کسي ميخواست,که من کسي نداشتم


رای من کجاست؟

از رنگ سبز كه نماد معنويت و آزادي و عقلانيت ديني و مداراست
و شعار الله اكبر كه حاكي از ريشه هاي انقلابي ماست
دست بر نداريم

آقای ا.ن در مصاحبه‌ی مطبوعاتی بیست و پنجم خردادش با رسانه‌ها گفت: «آزادی در ایران نزدیک به مطلق است.» سوالی که من مایلم از ایشون بپرسم اینه که در این کشوری که آزادی نزدیک به مطلقه،اگر ما به مسئله‌ای اعتراض داشتیم و خواستیم نه با خشونت و حتی سردادن شعار، بلکه خیلی آرام، مدنی و در سکوت اعتراض‌مان را به گوش حکومت برسانیم، چه کار باید کنیم؟ باید کشته بشیم؟


نه، این جنبش حالا آن‌قدر فراگیر شده که دیگر نمی‌تونن جلوشو بگیرن. اینو نه به‌خاطر آن همه آدمی که امروز دیدیم که چه آرام و چه مصمم از ولی‌عصر به سمت انقلاب می‌رفتند، می‌گم و نه به خاطر اونکه می‌بینم صدا و سیما این روزها داره بیهوده برای مقابله با این حرکت سبز خودش را جر می‌ده و دولت تلاش می‌کند جلوی همه‌ی رسانه‌ها را بگیره.

نه، جلوی این جریان و این اتحاد را دیگر نمی‌شه گرفت؛ فارغ از این‌که ا.ن رییس‌جمهور بماند یا انتخابات ابطال شود. این را بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران با دست‌بند سبزشان به همه‌ی دنیا نشان دادند و استاد شجریان آن‌جا که گفت: «این صدا صدای خس و خاشاکه و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد خوند.» درود بر تو مرد بزرگ.


کاش منم تهران بودمو تو این حماسه ی خس و خاشاک شرکت میکردم!ولی اینجا(کرمان) که جز یه تضاهرات ۳۰۰۰نفری خبر دیگه ای نبود،قبل از انتخابات همه سعیمو کردم واسه اینکه م.م روی کار بیاد هرجا هر جور که میشد تبلیغ کردم ولی نه واسه اینکه موافق م.م واسه اینکه با ا.ن مخالفم ولی فایده ای نداشت چون ما به موسوی رای دادیم و خوندن احمدی نژاد!نمیدونم چه قد جوون دیگه باید کشته بشن؟تا کی باید ابرومون و شرفمون همه جا بره؟تا کی باید وضع کشور ما این باشه؟تا کی جواب افکارو اندیشه هامون باید گلوله و باتمو زورو خشونت باشه؟چرا کشور من ایران،نباید رنگ ازادیو ببینه؟مگه ما چی میخوایم جز رایمون؟ای خدا تو چرا کاری نمیکنی،چرا به داد دل ما نمیرسی؟چه قد تقلب،چه قد دروغو زور و ظلم و ستم؟اقای ا.ن یعنی اون صندلیه قدرت اینهمه ارزش داره که حاضری به خاطرش اینهمه جوون کشته بشن؟چرا دستور ابطال ارارو نمیدی؟چرا رای گیریو با ناظرای بین المللی انجام نمیدی؟از چی میترسی اونایی که بهت رای دادن بار دیگه ام میانو بهت رای میدن...تا کی وضع ما اینه؟

روز 22 خرداد 1388 و اتفاقاتی که قبل و بعدش افتاد هر چی که  بود ...هر چی که هست ... ایران رو وارد بخش جدیدی از تاریخ خودش کرده ... ایران بعد از 22 خرداد 88 چه این تظاهرات اروم بگیره چه نگیره دیگه ایران قبل از این نخواهد بود ... شرایط رو به بهتر شدن یا بدتر شدن خواهد رفت اما چیزی که اتفاق افتاده اینه که اینده ایران و همه ما عوض شده ...

 

ای خدا همیشه بهای ازادی سنگین بود،پس نذار خون این همه شهید،این همه جوون پایمال بشه...

آیدا و هیوا

2009/6/22 |

تبریک سال نو.این وبلاگ 3 ساله شد!!!

سلاااااااااااااااااااااااااام به بچه های مای کلوب.اینجا که دیگه ول شده به حال خودش.اما دیدم زشته تبریک عید نگم.هر چی باشه وبلاگمون سه ساله شده!!تولدش مبارک.تولد دوستای گلم رو هم تو وبلاگ دیگه ام تبریک گفتم!!!

میبینین سال جدید رو؟قول هایی که به خودتون دادین یادتون نره ها!!

نوروز جزء تنها خاطرات ایران باستانه.کاری به جنبه های سیاسی قضیه ندارم اما باید لااقل این عید رو حفظ کنیم.واسه خودمون.واسه نسل بعدمون.راستی وقتی صدای بمب سال نو رو میشنوی چه حالی پیدا میکنی؟وقتی از سال قدیم میری تو جدید؟

عیدتان مبارک!

Happy New Year

2009/3/21 |

عزیزم ؟ امروز ناهار چی داریم ؟!

خوب در پی یه اقدام آزادی خواهانه به این نتیجه رسیدم که بیخیال اینجا نشم..بیخیال که فقط ۲-۳ نفری نظرای بامرامانه میذارن و منم تصمیم گرفتم فعلا بیخیال نظر آپ کنم تا بعد یه فکری به حاله اینجا کنیم


عزیزم ؟ امروز ناهار چی داریم ؟!

شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم "فال قهوه روسی یخ زده" بگیریم. میگن خیلی جالبه، همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته "شوهرت واست یه انگشتر می خره" خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

یکشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم کلاسهای "روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس" ثبت نام کنیم. هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره. تا برگردم دیر شده، سر راه یه چیزی بگیر بیار!

دوشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه". می گن خیلی جالبه. ممکنه طول بکشه. سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!

سه شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که می خواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم. تو که می دونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند! ممکنه طول بکشه، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

چهارشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدن سازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم. همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه. ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله. سر راه یه چیزی بگیر بیار!

پنج شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده. می خوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم. من واقعاً از این زندگی "خسته " شدم! چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

جمعه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببینم تو واقعاً خجالت نمی کشی؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟ واقعاً نمی دونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت! نه! واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بار شوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!


اینم چند تا روش برای پیدا کردن شوهر..!!

اول :روش جوادی

یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه... وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونتت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه!


دوم : روش یاهو مسنجری

این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خیلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!

نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

 

سوم : روش بچه خر خونی
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!

 

چهارم :روش خرکی

جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.

 

پنجم :روش مذهبی خفن

چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا


ششم :روش از ما بهتران
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!

 

هفتم :روش بچه مثبت
طرف رو به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟


هشتم : روش عرفانی
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیست پات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلاصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده!

 

نهم : روش لوس گری

یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلا از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.

 

دهم : روش شهرستانی
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.

2009/1/25 |

من که زده به سرم تو چی؟

خوب...مثل اینکه هیچ اتفاق خاصی قرار نیست بیفته و من قراره توی دنیام کفن شم و بپوسم!!خوشبختانه امتحانات که خبر مرگ مرا به ارمغان اورده بودن رفتن پی کارشون.اما نتیجه اش تا یه مدت دیگه دستمه و بدبختانه که نتیجه ی جیگولی هم نبوده و نخواهد بود.

حورا هم بربادرفته رو تموم کرد.چرا آدم بامزه ای مثه رت نباید دور و ور من باشن؟چرا یه آدم (قلاچ)باید دور و ور من باشه؟متوجه این که؟چیزی زیاده تو این ملت آدم قلاچ و اسکل!!

و البته خداوند متعال که نعمتاشو هیچ وقتِ هیچ وقت از من دریغ نمیکنه همیشه به من چیزایی داده که بهشون امیدوار باشم!!چیزایی مثه دوستان خوب که برام از صد تا رت باتلر با ارزش تره و انجمن های الاف بازی برای ادمای الافی مثه من!!اگه قرار بود یه ایده ی فیزیک از خودتون بدین که اون سرش ناپیدا چه ایده ای میدادین؟!!متاسفانه تو سمپاد تنها کارتون اینه که ایده های فیزیکی اون سر ناپیدایی از خودتون بدین!

راستی نظره شما راجبه ناظم جماعت چیه/یعنی ناظم براتون نماد چیه؟!!برای من نماد فرار از پشت بام و جهیدن از روی راه پله ای به راه پله ی بعدی همچون اسپایدرمن یا همون جیمز باند خودم!!

خوب ناظم ما از قضا از اون خوباشه ها!!از اون خیــــــــــلی خوبا که میخوای با دیدنش زمین دهن وا کنه و تو بری توش و دیگه هم نیای بیرون!!و این خانوم خیــــــــــلی خوب ما گوشی یکی از بروبکس رو گرفت!!بیچاره اون دوست من که تو دنیا همین یه اثاثیه رو داشت که جهیزیه اش هم بود از قضا!!

پارازیت ۱ :

این از وبلاگ دوست جونمه که در رابطه با من نوشته میتونید بخونید و بخندید!!از خاطرات دوران کودکیمه که دلم نیومد نذارمش!!

**دوست جونم نوشته:**

هیوا جون کلا تریپ خشنی داشتن یه سری دم در ایستاده بوده بعد یهو یه آقایی میاد بهش می گه:

اقاهه:عزیزم تو منو می شناسی؟

هیوا:من باید بشناسم؟

اقا:من توی تلویزیون هستم واقعا نمی شناسی؟

هیوا:من واقعا باید بشناسم؟

اقا:من حیدری هستم کشتی گیر هستم!

هیوا:آهان بله سلامتون رو به بابام می رسونم!

بعد از چند روز:

هیوا:مامان می تونم فوتبال بازی کنم؟

مامان:بله عزیزم فقط اروم بزن نره خونه بغلی

هیوا:باشه حتما!

بعد هیوا داشته فوتبال بازی می کرده که جای توپ دمپایی اش میفته خونه همسایه!و می خوره تو سر همون آقای حیدری!

و بعد میادش در خونه هیوا اینا

هیوا:بله؟

اقا:عزیزم این دمپایی توئه؟

هیوا:بله متشکرم!

اقا:می خوای بهت ندم که زدیش تو سرم؟

هیوا:نه عزیزم!!!!!!!!!!!!!!!تو که با من دوست بودی!

اینجا هیوا ۶سالشه!

**

خوب تموم شد.امیدوارم لذت برده باشین دوستان!!

پارازیت ۲:

از قضا تولدان دوستان ما بیشترن در بهمن ماه بوده.برای همین فعلا یه کوچمولو تبریک میگم به ویدا جان و مینا جان و جان جان و ..!! که تولدشونه!!

پارازیت ۳:

اگه نشد برای آپ خبر کنم شرمنده اخلاق پهلوونیتون!!والا این دل طاقت نداره با این سرعت جت آسای اینترنت در ملت مدرن ایران زمین سازش کنه!!خودتون خودتونو بخبرین لطفا!!میدم یه کابل از وبلاگ من به شما وصل کنن که شرفیاب شید به مطالب خبری ما!!

پارازیت ۴:

تا حالا تجربه کردین که وقتی دارین آپ میکنین یه گربه روی دستا و کیبوردتون رژه بره؟!من همین الان دارم تجربه میکنم!!فقط بدونین که نزدیکه جیغ بکشم از دسته این عامل مخرب!!

پارازیت ۵:

چقدر به این ۲ جمله اعتقاد دارین؟

* «تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد.»

 * «دوچیز بی‌پایان هستند: اول «منظومه شمسی»، دوم «نادانی بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.»

                                                                             آلبرت انیشتین

من که خیلی!!میتونم با تخیل پیچیده و بهم ریخته ام حتی مسئله های ریاضی رو هم به نوعی حل کنم!!البته قبلش باید کتاب ریاضی رو قورت داده باشم!!

و خوب اسکل ها و نادان ها که همون اول آپ بررسیشون کردم!!

اینم برای اون دوست عزیزی بود که خاطر خواه آلبرت جونه!!

**بای و موفق باشین دوستان خوب من**

 


 

2009/1/15 |

آی ملت!! آی بنی بشر!! آی آدما!!

سلام دوست جونام..سلام جیگولا...سلام عزیزان....nini

**

نمیدونم چی میخوام بگم..نمیدونم اصلا میخوام آپ کنم یا نمیشه یا نمیخوام و نمیشه یا هردو!!

من خیلی به آیدا گفتم جا من اون آپ کنه ولی خانومی مثل اینکه سرش تو درس و مشقه

البته منم الان باید سرم تو درس و مشق باشه ولی نمیشه یا نمیخوام یا اینو دیگه نمیدونم!!

۲ دی تولدش بود خانومی هم اینجا هم تو وب شخصیمون بهش تبریک گفتیدم.ایشالا صد سال نه ۹۹ سال عمر کنه!!

من الان غمباد گرفتتم..خدایا چقدر ظلم و استبداد؟هر جا رو نگاه میکنی به قول یکی از دوستان چند تا سست عنصر نامرد دارن آدم میکشن.دیدین جنایت غزه رو؟دیدین بچه ها بیچاره رو؟دلم کباب شد واسشون..آخه این طفل معصوما چه گناهی دارن وقتی چند تا دولت مرد نامرد میخوان واسه هم شاخ و شونه بکشن..بیچاره ها.الان من هر چی بگم هیچ فایده ای نداره و نمیتونم واستون بگم چقدر از دیدن اون صحنه ها دلم گرفت.از سانی شنیده بودم ولی باورم نشده بود..خدایا.آخه چرا؟آخه چرا این نینی های نازملی بیچاره؟این همه خونریزی واسه ی چیه؟خدایا اینا اون بنده های اشرفتن؟اینا که از همون اول هم پی قتل بودن؟برادر به برادر رحم نکرد آخه اینا هم شدن مخلوق؟؟

بگذریم..من که هرچی بگم فرقی نداره.میخواستم بگم که من یه شعری از خودم ول کردم که خدا به دور هر چی هست شعر نیست!!

~~~~>:< آی آدما >:< ~~~~

آی آدما.آی آدما
شما مگه دل ندارین؟
که اینطوری قلبه همو
با سنگ و تیشه میشکنین؟

آی آدما.آی آدما
سنگدلی هم حدی داره
وقتی که از عشق میخونین
حقیقتش خنده داره

آی آدما.آی آدما
قرار نبود اینجوری شه
دلها رو بازی بگیرین
علاقتون اینطوری شه

آی آدما.آی آدما
دلم میخواد چیزی بگم
مدتیه خسته شدم
من از شما گله دارم

من میدونم که چی میگین
میگین به من ربط نداره
اما به من وقتی بدین
یه لحظه که عیب نداره

یه روزگاری هم بوده
که آدما با هم بودن
نمیدونم که چی شده
حالا با هم لج افتادن

یه روزگاری قدیما
عاشقو معشوقی بودن
لیلی و مجنونی بودن
شیرین و فرهادی بودن

حالا مثاله عشقه ما
شده فقط اینترنتی
همه فقط چت میکنن
کجاس اون مجنونه لوتی؟!!

کاش که میشد دوباره باز
شمادلارو بشناسین
با همدیگه یکی بشین
_با عشقتون یکی بشین_

آی ادما.آی آدما
نصیحتم همین بود
خواستین گوشش کنین که
حرفه منم تموم شد!!

سروده از:هیوا

جون من ببخشید اگه خیلی بد بود..میخوام نظرتونو راجبش بدونم واسم مهمه ها!!

غم و تنهایی و پنجره

 

2008/12/25 |

چومول و یه آدم خوش شانس!!

از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نمي رسيد

از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر چنان گريه‌اي كردم كه فهميد جواب «هاي»، «هوي» است. هيچ وقت نگذاشتم هيچ چيز شكستم بدهد، پي‌درپي شير ميخوردم و به درد دلم توجه نمي كردم!
اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهاي خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب مي‌بردند. هيچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ مي‌خورد. هر صفحه‌اي از كتاب را كه باز مي کردم، جواب سوالي بود كه معلمم از من مي‌پرسيد. اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه مي‌دانست منو فرستاد المپياد رياضي!
تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و يكي از ورقه‌ها بي اسم بود، منم گفتم اسممو يادم رفته بنويسم!
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم نگذشته بود كه توي راهروي دانشگاه يه دسته عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمي سراسيمه خودش را به من رسوند و از اين كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي تشكر كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي از زمين برمي‌داشتم، يهو جلوم سبز مي شد و از اين كه گمشده‌اش را پيدا كرده بودم حسابي تشكر مي كرد. بعدا توي دانشگاه پيچيد: دختر رئيس دانشگاه، عاشق ناجي‌اش شده، تازه فهميدم كه اون دختر كيه و اون ناجي كيه!
يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام گل برده بودم يكي از بچه‌ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بيرون، منم سرك كشيدم ببينم كجاست كه ديدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه اين شد ماجري خواستگاري ما و الان هم استاد شمام!
كسي سوالي نداره؟


فکر کنین چه باحاااال!!ما که اگه از این شانسا داشتیم اینجا نبودیم!!خوب میام سر بهم بافته های خودم!!

امروز یه آهنگ داشتم میگوشیدم که از دهه ۷۰ و یه گروه سوئدی به اسم ABBA که خیلی باحال در اومد و کیفور شدم.متنشو واستون میذارم اگه شنیدینش بگین نظرتون راجبش چیه؟

 ABBAGimme Gimme Gimme

Half past twelve
And I'm watching the late show in my flat all alone
How I hate to spend the evening on my own
Autumn winds
Blowing outside my window as I look around the room
And it makes me so depressed to see the gloom
There's not a soul out there
No one to hear my prayer

Gimme gimme gimme a man after midnight
Won't somebody help me chase the shadows away
Gimme gimme gimme a man after midnight
Take me through the darkness to the break of the day

Movie stars
Find the end of the rainbow, with a fortune to win
It's so different from the world I'm living in
Tired of T.V.
I open the window and I gaze into the night
But there's nothing there to see, no one in sight
There's not a soul out there
No one to hear my prayer

Gimme gimme gimme a man after midnight
Won't somebody help me chase the shadows away
Gimme gimme gimme a man after midnight
Take me through the darkness to the break of the day

Gimme gimme gimme a man after midnight...
Gimme gimme gimme a man after midnight...

There's not a soul out there
No one to hear my prayer

Gimme gimme gimme a man after midnight
Won't somebody help me chase the shadows away
Gimme gimme gimme a man after midnight
Take me through the darkness to the break of the day
Gimme gimme gimme a man after midnight
Won't somebody help me chase the shadows away
Gimme gimme gimme a man after midnight
Take me through the darkness to the break of the day

لپ آهنگش از روزهای تکراری آدم میگه و اینکه آدم اگه یکی رو داشته باشه که دوسش داشته باشه کیفور میشه و این از کلی فیلم تلویزیونی هم بهتره!!و اون آدم میتونه کمکمون کنه تا با تاریکی های دنیا هم مقابله کنیم.خواننده اینقده تنهایی رو حس میکنه که جایی از ترانه هم میگه کسی نمیتونه دعای منو بشنوه که یه مرد رو واسه دوس داشتن میخوام چون حتی روح هم بیرون اتاقم وانستاده!!

Find the end of the rainbow, with a fortune to win
It's so different from the world I'm living in

(اینجا هم کلی فلسفه بهم بافته گفته برو ته رنگینکمونو پیدا کن یا یه همچین چیزی و گفته این هرچی هست کلی با زندگی روز مره ام فرق داره!!)


اول میخوام براتون از (چومول) بگم!!گربه ام که یه چند روزی هست که پیداش کردم که نه پیدام کرده!!شبی بود که عصرش اون دیوونه رو تو خیابون دیدم.گفتم که بارونه شدیدی بود و منم تو خونه جلو تی.وی بودم و داشتم این فیلمای لوسو و تکراری رو نگاه میکردم که دیدم یه چیز سیاهی از زیر میز تلویزیون سریع رد شد!!دیدم که یه گربه ی تپلی و پشمالوی سیاهه!!مامانم تو اتاق بود داد زدم:مامان یه جنّ سیاه!!

داداش کوچیکم که تو اتاق بود و داشت فرضیه رو واسه خودش توضیح میداد باور کرد جیغ زد:مامان مامان جن!!

کیف کردم!!بعد مامانم و من و داداشم نشستیم بالا سره این گربه کوچمولو!خیلی بامزه بود ولی بهش کلی آبنبات و نبات و شکر و اینا چسبیده بود..خدا میدونست از کجا اومده بود تو!!اسمش شد چومول بااینکه سیاه بود و البته من ازش نترسیدم چون خیلی بامزه بود!!تازه غیر اونم کلی گربه دیگه داشتم و دارم!!

رفتیم و تو حموم شستیمش و موهاشو شونه زدیم خلاصه نازملی شد.مامانم هم خیلی ذوق کرده بود جفتمون گربه دوست داریماما اون یکی گربه ام جبهه گرفته و اعتصاب کرده بود هی واسه اون یکی صدا های ترسناک در میورد اجازه نمیداد حتی منم بهش دست بزنم..اما چومول خیلی ملوس بود میذاشت هر جایی دلم خواست شوتش کنم

بعدا یه عکس هم ازش میذارم..خبر دیگه ای جز این نبود..با توجه به اینکه امروز امتحان عربی و هزار تا کوفت و بدبختی دیگه داشتیم خیلی بانشاط نیستم

 

امروز زیست هم داشتیم و ما سر همون زنگ بود که متوجه شدیم داره برف میباره و ذوق مرگ شدیم!!

داد میزدیم:

بـــــــــــــــــــــــــــــــرف!!بـــــــــــــــــــــــــــــــرف!!بـــــــــــــــــــــــــــــــرف!!

 اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com

بعدازاین پست:امروز فرداست.چقدر ضد حاله که برف نباره و امتحان شیمی داشته باشه و گند بزنی!!

 

 

2008/12/6 |

مثلا خاطره به حساب میاد

سلاوووم دوستان خواهران و برادران گرامی

بعد از خیلی فسفر سوزوندن و تفکر و استفعال و از این حرفا به این نتیجه رسیدم که(خیلی زود رسیدم عجیبه!) بهتره خودم دس به کار بشم و یه ایده از خودم بدم اون سرش ناپیدا!!از اینجا(   ...   تا اینجا..)

میخوام از این به بعد بعد از هر متنی که عاشقانه عارفانه صادقانه مذهبانه و این جوریا باشه یک خاطره از خودم ول بدم که مسخره ترین خاطرات دنیاس!!امروز چندمه؟مهم نیست..معمولا اخه واسه من مهم نیست که امروز چندمه بالاخره یه روزی از روزای خداس به قول پارازیت خانوم یه روزی مثه پارازیت..

راستی نظرتون راجبه عنوان جدید وبلاگ چیه؟از سهراب سپهری جونمه خیلی ع ج ی ب  و  غ ر ی ب ه!!

امروز داشتم میرفتم یه کلاس از اینایی که والدین به زور میفرستن(و وللوالدین احسانا یادتون نره آفرین!)

مثلا کلاس زبان بعد سر پیچ یه ماشین پیکانی بود و از این تاکسی ها اومد از کوچه ممنوع بیرون و روبه رو ماشین ما توقفید و حالا ما هم قصد داشتیم بپیچیم تو کوچه که شیر تو شیر شد.هی بوق میزد مردم هم بوق میزدن بابام هم بوق میزد خلاصه کنسرت سنفونیک جالبی بود بارون هم میبارید مثه دوش آب جاتون خالی فضا کامپیلیتلی احساسی بود قلب از حلقم زد بیرون!!

یارو پیاده شد اومد جلو با یه لهجه ضایعی گفت:هوی آقا برو عقب میخوام رد شم...

گفتم:بفرما از رو سر ما رد شو داووش!

دوباره گفت:هوی برو عقب!!

بابام غرید:ممنوع اومدی چیزی هم میگی برو عقب مردم الافن مگه؟

صداش رفت بالا:میگم برو عقب

حالا شما تصور کنید سر خیابونه اصلی بود یعنی پشت سر ما به قاعده یه میدونی ماشین و بنی بشر معطل بودن آقا توقع داشت ملت همه دست جمعی برن عقب از رو فرش قرمز رد شه!!

بابام گفت:تو پشتت خالیه بزن عقب ممنوعه

یهو نفهمیدیم چی شد یارو مثل این فیلما دراکولایی چشاش قرمز شد داد زد:حالا واسه من نمیری عقب؟!!(همه نوع این جمله رو شنیده بودیم به جووز ایطور!!)

بعد رفت سمت ماشین درب و داغونش خم شد از زیر ماشین یه چاقو قائده ساتور اصغر قاتل کشید بیرون یه نعره کشید چارستون خیابون لرزید:میگم برو....عقب...........................!!(انعکاس صدا..قب...ب..!)

یهو ۴-۵ تا پسر که با جوجه تیغی ها نسبتی داشتن مثه کماندو ها ریختن وسط:آااای دعوا دعوا!!

گروه کری بودن اون وسط وقت گیر اورده بودن!!یکیشونم که فکر کنم مشکل روانی داشت دیوونه خونه ی ساسی مانکنو میخوند!!

بعد یه زنه چادری نمیدونم از کجا اومد پرید جلو مرده میزد یکی تو صورت خودش یکی تو صورت مرده:آی ممد حیا کن این کارا چیه!!مادر تو آخر دقم میدی به خدا عاقت میکنم!!(املاش درسته؟!)

حالا بگو این وسط به ما چه تو عاقش میکنی یا نه این دیوونه رو کسی نبود جم کنه!!

اونجا بود که رگ غیرتم باد کرد داد زدم:مرتیکه دیووووونه از کجا فرار کردی؟

زنه اومد با التماس گفت:آقا تو رو خدا بزن عقب این پسرم ناراحتی داره!!

بابامم نه گذاشت نه برداشت:بزنم ماشینمو داغون کنم به خاطره پسره دیوونت؟!!

خلاصه زنه اون دیوونه رو برد عقب و ماجرا ها بود و من که داشتم شهادتینم رو میخوندم آخه لامصب چاقو که نبود(مراجعه شود به توصیف قبلی!)زنه میگفت:پسرم یه ذره ناراحتی اعصاب داره!(فداش شم یه ذره!!)

من نمیدونم آخه اینجور آدما چرا پا میشن میان تو خیابون؟اونم راننده تاکسی!!!!!!!!!!!!!

راستی شما هیچکدوم از داستانای پائولو کوئیلو رو خوندین؟واقعا جالبن یه جورایی درسای خوبی به آدم میدن و اعتقاده آدمو محکم میکنن مخصوصا داستاناییش مثه کیمیاگر یا کوه پنجم و ...

منم الان فعلا تو جو اونام!!

یه عکسیم تو ادامه مطلب گذاشتم از وبلاگ یکی از دوستانه!!پارازیت جون

                                                   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com

 


ادامه مطلب

2008/12/3 |

××نظرسنجی××

سلام به بر و بکسی که دارن اینو میخونن و بعدا میخونن و اینا

اگه میبینید که رنگ این آپ با بقیه فرق داره به این دلیله که خودشم فرق داره حوصله ندارم یه متن عارفانه یا عاشقانه پیدا کنم و بذارم تصمیم دارم که....!!دارارام!!نظر شما منظرین رو برای ادامه دادن این وبلاگ بدونم...!این خیلی مهمه چون به این مهمیه چون مهمه!!

میخوام بدونم این وبلاگ اینجوری بمونه یا موضوشو عوض کنم؟

**این یه نظر سنجیه**

شما باید چند تا کار انجام بدین واسه من اگه دووسم دارین که میدونم دارین

  1. اولا بگید که میخواین این وبلاگ چه موضوعی داشته باشه مثلا طنز یا عکس یا شعر یا...میدونید دیگه منظورم چیه!!
  2. بگید که قالبش خوبه یا عوضش کنم یا آهنگ وبلاگ یا به کل دوباره از سر!!
  3. زیاد نظر بدین زیاد زیاد زیاد!!خودتون میدونید که اگه نظرای وبلاگتون زیادتر و دوستانه تر باشین بیشتر تشویق به ادامه ی کار میشین پس جون نوه نتیجه هاتون خیرات کنید که اگه نظر بدین آسمون به زمین نمیاد...
  4. ...دیگه چی؟
  5. آهان!!
  6. خوب دیگه تموم شد همین بود
  7. اااااااااااااااه!!چرا این شماره ها برداشته نمیشن؟!!

خوووب دیگه ایندفه ای واقعا تموم شد یادتون نره اگه نظر ندین خدا حق الناس منو میگره ها!!اون وقته که دیگه بیا و درستش کن!!سر پل صراط وایمیسم نمیذارم برین.دور برگردونه!!

 

**هیوا**

2008/12/2 |

بیاتو اینجا

WWW.Bia2Inja.Com

به این سایتم حتما یه سر بزنین خیلیییییییی خوبه


سلام به همه ی دوستای گلمون که به این وبلاگ سر میزنن و با نظراتشون ما رو خوشحال میکنن ببخشید اگه این چند روز اپ نکردیم ایشالا بعد از امتحانا بیشتر می اپیم

قررررررررربون همتون بریم

2008/1/6 |

تولدت مبارک آیدا دوست عزیزم

چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک
بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک
گل من ! چشمِ دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن
نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه یِ هستیِِ من
دور ، از هر ، بلایِ ، خزانی بمانی ، با شور و نشاطِ جوانی بمانی
گل ، باشی ، که در جمعِ یاران نشینی ، در عالم ، به جز روی شادی نبینی


چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک
بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک
گل من ! چشم دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن
نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه ی هستیِ من
دور ، از هر ، بلایِ ، خزانی بمانی ، با شور و نشاطِ جوانی بمانی
گل ، باشی ، که در جمع یاران نشینی ، در عالم ، به جز روی شادی نبینی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

امروز تولد دوست عزیزم آیدا جوووونمه.امیدوارم سالم و سرحال بمونی و ۹۹ سال عمر کنی!!اون یه سال زیادیه.!!.(شوخی کردم الهی ۱۹۹ سال زنده باشی)

هرچه گشتم ای دوست

   چون تو آشنایی نبود   

                  در ازای مهربانیت

         هیچ عبارتی نبود

(اینم yaak شعر از خودم در وصف تو

 

2007/12/23 |

چند تا حرف .... باحاله

۱)فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري،بدست بيار چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني
۲)وقتي با يک  انگشت به کسي اشاره ميکني بياد داشته باش که سه انگشت ديگه به طرف خودته
۳)شايد کسي که براي اولين بار گفت کوه به کوه نمي رسد نمي دانست که براي رسيدن بايد کوه بود
۴)اگه به چيزي که دوست داري نرسي هرگز اون چيز رو دوست نداشتي
۵)به همه عشق بورز به تعداد کمي اعتماد کن و به هيچ کس بدي نکن
۶)به مشکهايتان بخنديد تا هميشه موضوعي براي خنديدن داشته باشيد

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

فقط چند ثانيه طول مي کشه تا زخماي عميقي تو قلب کسايي که دوسشون داريم بوجود بياريم ولي سال ها طول مي کشه تا اون زخمو خوب کنيم

آدماي بزرگ واسه نداشتن چيزي غصه نمي خورن بلکه از چيزي که دارن لذت مي برن

مهم نيست که تو زندگي براتون چه اتفاقي مي افته مهم اينه که با اين رخداد چه مي کنن.

اگه واسه آينده خودتون تصميم نگيرين شخص ديگه اي اين کار رو واستون مي کنه

شادي هر کي بستگي به اين داره که تو ذهن خودشو تا چه اندازه شاد مي دونه

زندگيت مي تونه تو يه لحظه توسط کسايي که تو حتي نمي شناسيشون تغيير کنه

بلوغ به تجربه هاي تو و درسايي که از اونا گرفتي مربوطه نه به سالهای زندگيت

آينده مکاني نيست که به اونجا مي ريم بلکه جاييه که خودت اونو بوجود مياري

ثروتمند كسى نيست كه بيشترينا رو داره بلكه كسيه كه به كمترينا نياز داره

از زندگي اونچه لياقتشو داريم به ما ميرسه نه اونچه که آرزوشو داريم

اگه دوست دارم کسي به من ابراز علاقه کنه منم بايد ابراز علاقه کنم

دو نفر مي تونن با هم به يه نقطه نگاه کنن ولي اونو متفاوت ببينن

ما ابتدا عادتا  رو ميسازيم بعد عادتها ما رو ميسازند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

moon

 

2007/12/7 |

می دونی چقدر منتظرت موندم

ولی تو چی؟

دلت می خواد بازم منو ببینی که تو قاب پنجره منتظره نگاهتم؟

2007/10/6 |

می دانم که نصیحتم میکنی

دوباره و دوباره و دوباره

و از خانه ای که در آن بودم چه می سازی

خانه ای که پناه بی پناهیم

آغوش ئل رباییم

        و محراب دعایم بود

2007/10/6 |

امیدوارم وبلاگ ما به نظرتون خوب باشه.

ما داریم تلاشمون رو می کنیم.

تا شما عزیزان راضی باشید.

 

2007/10/5 |



بعد از ظهرهای خیابان ،شیطنتهای دخترانه، دوست پسرهای یک لا قبا ، شعرهای شاملو، پارکهای دزدکی، دیرآمدنها ودروغهای سفید.

، گاهی سینمای الکی، گاهی کتابخانه ای جهت تحقیق و همه درامتداد همان هیاهوی 15 سالگی...........!

ما هیوا و ایدا هستیم.شاید 15 ساله و شاید به نظره شما کوچولوتر یا بزرگتر!!اینجا موضوع خاصی نداره.هر چی خواستم مینویسم چه از خودم چه از شما چه از دنیای اطرافم.









عاشقانه و عارفانه
خاطرات یا حرفای متفرقه ام
شعر
تست های روان شناسی

*Bia2Korea*
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد!!!
میخوای تو هم وبلاگ داشته باشی؟
سایت تفریحی bia2inja
شاعرانه های من
قصر یخ زده...سرما نخورین!!
همه برن دانلود...
زیبا ترین نوشته های رمانتیک
" بی نظـيـر تـريـن اهنگها و sms موبایل+free time"
دختر پسرای ایرونی
دانلود بی نظیر ترین برنامه ها
ساقی.من مسلمانم..قبله ام یک گل سرخ..
پیر بابا
گاهی شکستن دل کمتر از آدم کشی نیست
تایماز...گلوله یخ
کلبه ی تنهایی نازنین
برنامه،بازي،علمي و..."
اموزش html
عشق پاک
افتاب مهربانی
"ترنم پاکی (شیوا)"
هیچکس تنهاییم را حس نکرد...
love or hate...
تهروون
ترانه های عاشقانه
منم بگم؟!
ضد دختر و کل کل
حبــــاب سـرگـردان(عباس)
دختر شب...ASAL
شکلات تلخ(رها)
عاشقانه ی رها پاییزان(رها)
دنیای سنگی(حرف های ناگفته ی بهاروبهنام)
خدایا برزخم فرداست چرا امروز میسوزم؟
سرزمين عشق
جوانان پیشرو...(کسری،امین،بهاره،صدف)
عشقو غم دنیا...
cob&KORN&avril lavigne
دنیای عشق
آستانه عشق
دختری که بوس میخواهد
دخترک بارانی
کوچه دلتنگی
"دلشکسته"
یه چشمک واسه تو
خلوتگاه باران
**تالارهای گفتگو عاشقی**
آدم کوکــــــــی
!!پـــارازیـــــــــت!!
پاکی از دست رفته ی من
رویای اسب سفید که دروغ بود تو این دنیای بیرحم
سانی جون دوست جونم
اتاق تنهایی
مانی و زندگی پر ماجرای یک پسر!!
فضیلت زندگی
عشق
کلبه ی تنهایی من(نانسی جون)
ღ♥ღ خط خطــــــی ღ♥ღ(هیلاری جون)
ستاره(خانه.یه وبلاگ گروهی)
دانلود ترانه های جدید-تفریحی
قالب وبلاگ

رای من کجاست؟
تبریک سال نو.این وبلاگ 3 ساله شد!!!
عزیزم ؟ امروز ناهار چی داریم ؟!
من که زده به سرم تو چی؟
محرم
آی ملت!! آی بنی بشر!! آی آدما!!
چومول و یه آدم خوش شانس!!
مثلا خاطره به حساب میاد
××نظرسنجی××
هيچكس

RSS 2.0

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس